predominance, dominance, preponderancy, preponderance, domination, mastery, sway, ascendancey, supremancy, overpoweringness
predominance
dominance
preponderancy
preponderance
domination
mastery
sway
ascendancey
supremancy
overpoweringness
او به غلبهی برخی ایدهها در این بحث اشاره کرد.
She noted the predominance of certain ideas in the debate.
غلبهی شرکت در بازار باعث افزایش سود آن شد.
The company's market dominance increased its profits.
victory, winning, conquest, triumph
victory
winning
conquest
triumph
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
غلبهی او بر ترس پساز ماهها درمان به دست آمد.
Her victory over fear came after months of therapy.
غلبه در نبرد به سربازان احساس آرامش داد.
Winning the battle gave the soldiers a sense of relief.
غلبه بر رقبای بسیار قدرتمند یک دستاورد شگفتانگیز بود.
Winning against such strong opponents was a remarkable achievement.
هر دو واژه «غلبه» و «قلبه» در زبان فارسی وجود دارند، اما معانی و کاربردهای متفاوتی دارند و نباید با هم اشتباه گرفته شوند.
غلبه به معنی پیروزی، چیرگی، تسلط یا برتری یافتن است. مثلاً: «او بر دشمن خود غلبه کرد.»
قلبه به معنی حالتی است که فرد دچار سرگیجه، ضعف و بیهوشی موقت میشود و بیشتر در اصطلاحات پزشکی و محاورهای به کار میرود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «غلبه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/غلبه