to whiz, to whizz
to whiz
to whizz
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
پوزهی کشتی غژغژکنان مخالف جریان آب رودخانه حرکت میکرد.
The ship's prow whished against the river's current.
پیکانهای بومیان غژغژکنان از بالای سرمان حرکت میکردند.
The natives' arrows whizzed over our heads.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «غژغژکنان حرکت کردن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/غژغژکنان حرکت کردن