آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

قوزک به انگلیسی

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / ghoozak /

پزشکی malleolus, ankle, tarsus

malleolus

ankle

tarsus

مفصل برجسته در انتهای ساق پا

بعداز پیچ خوردن قوزک پایش، مجبور شد یک هفته با عصا به این‌طرف و آن‌طرف لنگ‌لنگان راه برود.

After spraining her ankle, she had to hobble around on crutches for a week.

دکتر قوزک متورم او را با دقت معاینه کرد.

The doctor examined her swollen malleolus carefully.

اسم
فونتیک فارسی / ghoozak /

کالبدشناسی condyle

condyle

مهره‌ی استخوان

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

تورم نزدیک قوزک پس‌از سقوط قابل مشاهده بود.

Swelling near the condyle was visible after the fall.

فیزیوتراپی به کاهش خشکی در ناحیه‌ی قوزک کمک کرد.

Physical therapy helped reduce stiffness in the condyle area.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد قوزک

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
دژک ساق غوزک

ارجاع به لغت قوزک

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «قوزک» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/قوزک

لغات نزدیک قوزک

پیشنهاد بهبود معانی