آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴

    مرداد به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / mordaad /

    Mordad, the fifth month of the Iranian calendar

    Mordad

    the fifth month of the Iranian calendar

    پنجمین ماه سال ایرانی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    این هوا برای مرداد خیلی خنک است.

    This weather is too cool for Mordad.

    بیستم مرداد

    the 20th of Mordad

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    سوم مرداد

    the third of Mordad

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج مرداد

    مرداد به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «مرداد» در زبان انگلیسی به صورت Mordad ترجمه می‌شود و در توضیح، به آن به‌عنوان the fifth month of the Iranian calendar یا the month of Mordad اشاره می‌شود.

    مرداد پنجمین ماه از سال خورشیدی در تقویم هجری شمسی است و در قلب تابستان قرار دارد. این ماه معمولاً از اول مرداد تا سی‌ویکم مرداد ادامه دارد و معادل تقریبی آن در تقویم میلادی از حدود ۲۳ ژوئیه تا ۲۲ اوت است. واژه‌ی «مرداد» از شکل پهلوی «امرداد» (Amordad) گرفته شده که خودش برگرفته از واژه‌ی اوستایی «امرتات» (Amərətāt) به معنای «جاودانگی» است. «امرداد» یکی از امشاسپندان آیین زرتشتی بود که نماینده‌ی بی‌مرگی و سرسبزی ابدی شمرده می‌شد، اما در گذر زمان، الف ابتدایی آن حذف شده و به اشتباه «مرداد» به معنای مرگ‌داد یا مرگ‌زاده تعبیر شده است؛ در حالی که معنای اصلی آن دقیقاً برعکس است: جاودانگی و زندگی پایدار.

    مرداد اوج گرمای تابستان را در ایران با خود می‌آورد. روزهای این ماه گرم، طولانی و سوزان است؛ به‌ویژه در مناطق مرکزی و جنوبی کشور. با این حال، همین گرما برای برخی از فعالیت‌های سنتی و فرهنگی اهمیت دارد. در بسیاری از مناطق روستایی، مرداد زمان برداشت برخی محصولات تابستانی مانند گندم، خربزه، هندوانه و انگور است. همچنین، تعطیلات تابستانی مدارس و دانشگاه‌ها باعث می‌شود که مرداد ماه سفرها، اردوها، و تفریحات تابستانی باشد؛ روزهایی که در ذهن بسیاری از ایرانی‌ها با بوی خاک گرم‌شده، بستنی‌های رنگی، و شب‌های پُرستاره در باغ و ویلا گره خورده است.

    در مرداد، بسیاری از جشن‌های باستانی نیز برگزار می‌شده‌اند؛ از جمله «جشن مردادگان» که در روز هفتم این ماه برگزار می‌شد و به امشاسپند امرداد و مفهوم جاودانگی اختصاص داشت. در این جشن، مردم به طبیعت می‌رفتند، آب‌تنی می‌کردند، گل می‌کاشتند و با یکدیگر شاد بودند. این جشن، تجسمی از امید به زندگی جاودان، طبیعت زنده، و زیبایی بی‌پایان هستی بود. متأسفانه با گذر زمان، این آیین‌ها کم‌رنگ شده‌اند، اما نشانه‌هایی از آن هنوز در برخی مناطق باقی‌مانده است.

    مرداد در حافظه‌ی فرهنگی ایرانیان، هم‌زمان هم‌نفس‌گیر است و هم نوستالژیک؛ ترکیبی از گرما، شور، خستگی، بازی، سفر، و زندگی در اوج تابستان. با آنکه گرمایش گاه آزاردهنده است، اما سرشار از خاطرات تابستانی، طعم میوه‌های رسیده، و حس گذرا بودن فصل است؛ گویی مرداد یادآور آن است که هیچ چیز جاودانه نیست، جز همان جاودانگی که در دل نام اصلی‌اش – امرداد – پنهان شده است.

    ارجاع به لغت مرداد

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «مرداد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مرداد

    لغات نزدیک مرداد

    • - مرداب مانند
    • - مردابی
    • - مرداد
    • - مردار
    • - مردار سنگش
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.