joy, pleasure, happiness, delight, gladness, gratification, amusement
joy
pleasure
happiness
delight
gladness
gratification
amusement
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تماشای باغ در فصل بهار مایهی مسرت است.
The garden in spring is a delight to behold.
خبر بهبودی او، خانواده را پر از مسرت کرد.
The news of her recovery filled the family with great joy.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مسرت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مسرت