usually, ordinarily, typically, commonly, mostly, generally, in general, popularly, normally, as usual
usually
ordinarily
typically
commonly
mostly
generally
in general
popularly
normally
as usual
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
این جوایز معمولاً بدون در نظر گرفتن امتیاز نهایی اهدا میشوند.
These awards are usually given without regard to the final score.
لانگورت گیاهی گلدار است که معمولاً در مناطق جنگلی سایهدار یافت میشود.
The lungwort is a flowering plant commonly found in shady woodland areas.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «معمولا» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/معمولا