آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

منافق به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم صفت
فونتیک فارسی / monaafegh /

dissenter, infighter, recreant, dissentious, hypocrite, mischief-maker, seditious, dissembler, double-crosser

dissenter

infighter

recreant

dissentious

hypocrite

mischief-maker

seditious

dissembler

double-crosser

ریاکار، دورو

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

او مدیری منافق بود که ادعای صداقت می‌کرد.

He was a hypocrite manager who claimed to be honest.

او منافق است؛ بهش اعتماد نکن.

He's a double-crosser, don't trust him.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد منافق

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
متضاد:
متضاد:

ارجاع به لغت منافق

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «منافق» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/منافق

لغات نزدیک منافق

پیشنهاد بهبود معانی