concluded, settled upon
concluded
settled upon
تمام جلسات منعقد در وبسایت بایگانی شدهاند.
All concluded sessions are archived on the website.
یک نسخه از قرارداد منعقد نزد ادارهی ثبت ارائه شد.
A copy of the concluded contract was filed with the registrar.
coagulated, congealed, hardened
coagulated
congealed
hardened
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
پرستار خون منعقد را از زخم پاک کرد.
The nurse wiped away the coagulated blood from the wound.
خاک رس منعقد زیر گرما ترک خورد.
The hardened clay cracked under the heat.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «منعقد» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/منعقد