ship, boat, vessel, scapho-, navi-
ship
boat
vessel
scapho-
navi-
اول از همه به ناو پیشرو حمله کردیم.
We first attacked the leading boat.
ناو جنگی
a battleship
airship, spaceship, zeppelin
airship
spaceship
zeppelin
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
آنها ناو را از دور مشاهده کردند.
They spotted the airship from a distance.
موتورهای ناو هنگام برخاستن غریدند.
The spaceship's engines roared as it took off.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ناو» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ناو