panic, perturbation, apprehension, dismay, qualm
panic
perturbation
apprehension
dismay
qualm
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
یک تروریست به شهر حمله کرد و باعث وحشت و ویرانی گسترده شد.
A terrorist attacked the city, causing widespread panic and devastation.
آن خاطره او را دچار وحشت کرد.
That memory gave him a qualm of terror.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «وحشت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/وحشت