حقوق executor, executer
executor
executer
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
طبق وصیت سوزان، او پسرش را بهعنوان وصی داراییاش منصوب کرد.
Based on Susan testament, she appointed her son as the executor of her estate.
او برادر کوچکش را وصی کرد
He made his own little brother his executer
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «وصی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/وصی