آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵

      وکیل به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / vakil /

      حقوق کسب‌وکار lawyer, attorney, barrister, attorney at law, solicitor, advocate, counsellor

      lawyer

      attorney

      barrister

      attorney at law

      solicitor

      advocate

      counsellor

      قانون‌دان
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      هر وکیل مبانی علم حقوق را می‌داند.

      Every lawyer knows the alphabet of law.

      شما نیاز دارید که وکیل بگیرید.

      You need to hire a counsellor.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      قاضی با وکیل مدافع هم‌عقیده (موافق) بود.

      The judge concurred with the defense lawyer.

      اسم
      فونتیک فارسی / vakil /

      member of parliament, M.P., congressman, congresswoman, deputy, representative

      member of parliament

      M.P.

      congressman

      congresswoman

      deputy

      representative

      وکیل مجلس

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      هر وکیل حق دارد در مورد لایحه رأی دهد.

      Every member of parliament has the right to vote on the bill.

      وکیل باتجربه می‌تواند بر قوانین مهم تاثیر بگذارد.

      An experienced M.P. can influence important legislation.

      اسم
      فونتیک فارسی / vakil /

      proxy, agent, substitute, representative

      proxy

      agent

      substitute

      representative

      نماینده

      وکیل وکالت‌نامه‌ را به دادگاه ارائه کرد.

      The lawyer presented a proxy to the court.

      او به وکیل خود وکالت داد تا از طرف او تصمیم بگیرد.

      She granted her attorney the agent to make decisions on her behalf.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد وکیل

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      نماینده
      مترادف:
      پیشکار کارگزار مباشر
      مترادف:
      قایم‌مقام گماشته مامور ناظر نایب وصی
      مترادف:
      قیم ولی
      مترادف:
      قانون‌دان مدافع
      مترادف:
      سرجوخه

      سوال‌های رایج وکیل

      وکیل به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «وکیل» در زبان انگلیسی به lawyer یا attorney ترجمه می‌شود. این واژه به شخصی اطلاق می‌شود که در رشته‌ی حقوق تحصیل کرده و مجوز قانونی برای نمایندگی، مشاوره و دفاع از افراد، سازمان‌ها یا نهادها در مراجع قضایی، اداری و قانونی را دارد. وکیل با تسلط بر قوانین، آیین‌نامه‌ها و رویه‌های قضایی، نقشی اساسی در تحقق عدالت، دفاع از حقوق افراد و برقراری نظم در جامعه ایفا می‌کند.

      در بیشتر کشورها، تبدیل شدن به یک وکیل نیازمند گذراندن تحصیلات دانشگاهی در رشته‌ی حقوق، قبولی در آزمون‌های حرفه‌ای و دریافت پروانه‌ی وکالت از مراجع ذی‌صلاح است. برخی کشورها مثل ایالات متحده، اصطلاح "attorney-at-law" یا «وکیل دعاوی» را برای اشاره به کسانی به‌کار می‌برند که اجازه دارند در دادگاه حضور یابند و از موکل دفاع کنند. در بریتانیا نیز دو نوع وکیل وجود دارد: "solicitor" که مشاوره‌ی حقوقی می‌دهد و اسناد حقوقی تهیه می‌کند، و "barrister" که معمولاً در دادگاه حاضر می‌شود و از موکل دفاع می‌کند.

      در ایران، وکیل پایه‌یک دادگستری پس از طی تحصیلات حقوقی و قبولی در آزمون وکالت، به مدت ۱۸ ماه دوره‌ی کارآموزی زیر نظر کانون وکلای دادگستری را می‌گذراند و سپس با موفقیت در آزمون اختبار، پروانه‌ی وکالت دریافت می‌کند. وظایف وکیل در ایران شامل مشاوره‌ی حقوقی، تهیه‌ی لوایح و دادخواست‌ها، حضور در دادگاه‌ها، دفاع از حقوق موکل، تنظیم قراردادها، و در برخی موارد، حضور در داوری یا میانجی‌گری نیز می‌شود.

      از نظر اجتماعی، وکیل نماینده‌ی قانون است و اغلب در موقعیت‌هایی وارد عمل می‌شود که موضوعات مهمی چون آزادی، مالکیت، سرنوشت خانوادگی، یا حقوق اقتصادی افراد در میان است. نقش وکیل در بسیاری از پرونده‌ها نه‌تنها از منظر قانونی، بلکه از نظر انسانی، حیاتی است. یک وکیل خوب باید نه‌تنها دانش حقوقی قوی، بلکه قدرت تحلیل بالا، مهارت‌های ارتباطی مؤثر، توانایی دفاع قاطع و در عین حال اخلاق حرفه‌ای داشته باشد.

      ارجاع به لغت وکیل

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «وکیل» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/وکیل

      لغات نزدیک وکیل

      • - وکلا
      • - وکلای دادگستری
      • - وکیل
      • - وکیل بعد از این
      • - وکیل تسخیری
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.