آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۹ مهر ۱۴۰۴

    پرواز به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / parvaaz /

    flight, volplaning, volitation, aviation

    flight

    volplaning

    volitation

    aviation

    سیر، حرکت در هوا

    پرواز بدفرجامی که سقوط کرد.

    The ill-fated flight that crashed.

    هوای بد موجب تأخیر در پرواز بعدی شد.

    Bad weather caused a delay in the next flight.

    levitation

    levitation

    فرا روان شناسی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد پرواز

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    پاریدن پار پرش پریدن طیران مطار
    مترادف:
    سیر عروج

    سوال‌های رایج پرواز

    پرواز به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «پرواز» در زبان انگلیسی به flight ترجمه می‌شود.

    «پرواز» به حرکتی گفته می‌شود که در آن یک موجود زنده، وسیله یا جسم از زمین بلند شده و در هوا حرکت می‌کند. این واژه بیشتر با پرندگان، حشرات و هواپیماها مرتبط است، اما می‌تواند در معنای استعاری نیز به کار رود تا آزادی، رهایی یا رسیدن به اهداف بلند را نشان دهد. تجربه‌ی پرواز همواره یکی از مفاهیم جذاب و هیجان‌انگیز برای انسان‌ها بوده و حس سبکی، آزادی و فراتر رفتن از محدودیت‌های زمینی را منتقل می‌کند.

    در زندگی روزمره، پرواز به‌طور مستقیم با حمل‌ونقل و سفر مرتبط است. هواپیماها، بالگردها و دیگر وسایل پروازی امکان جابه‌جایی سریع انسان‌ها و کالاها را فراهم می‌کنند و جهانی شدن ارتباطات و تجارت را ممکن می‌سازند. پرواز، به ویژه در جهان مدرن، نمادی از سرعت، پیشرفت فناوری و تسلط انسان بر محیط طبیعی است. در عین حال، پرواز با حس ماجراجویی و کشف مکان‌های جدید نیز همراه است و تجربه‌ای منحصر به فرد برای مسافران ایجاد می‌کند.

    از دیدگاه زیست‌شناسی و طبیعت، پرواز یکی از مهارت‌های شگفت‌انگیز موجودات زنده است. پرندگان با بال‌های خود، حشرات با بال‌های ظریف و حتی برخی پستانداران مانند خفاش‌ها از توانایی پرواز برای جابه‌جایی، شکار یا فرار از خطر استفاده می‌کنند. پرواز در این زمینه نمادی از سازگاری، مهارت و تکامل است و نشان می‌دهد که زندگی چگونه می‌تواند با محدودیت‌های فیزیکی و محیطی هماهنگ شود.

    در فرهنگ و ادبیات، پرواز اغلب استعاره‌ای از آزادی، آرزو و رهایی است. نویسندگان و شاعران از مفهوم پرواز برای بیان بلندپروازی، شکوفایی خلاقیت و رهایی از محدودیت‌های روزمره استفاده می‌کنند. همین معنا باعث شده که پرواز نه تنها یک فرایند فیزیکی، بلکه تجربه‌ای روان‌شناختی و ذهنی باشد که انسان‌ها با آن احساس رهایی و سبکی می‌کنند.

    «پرواز» مفهومی چندوجهی است که هم بعد فیزیکی دارد و هم بار معنایی استعاری و فرهنگی. این واژه نشان می‌دهد که حرکت در ارتفاع و گذر از زمین، تنها یک تجربه‌ی مادی نیست، بلکه فرصتی برای حس آزادی، ماجراجویی و تعالی روحی است. پرواز نمادی است از توانایی انسان و طبیعت برای غلبه بر محدودیت‌ها و رسیدن به افق‌های تازه و گسترده.

    ارجاع به لغت پرواز

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «پرواز» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پرواز

    لغات نزدیک پرواز

    • - پروارگاه
    • - پرواری
    • - پرواز
    • - پرواز آزاد
    • - پرواز ابزاری
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    homesickness baby fan start up cope with something or someone generate breadline break away eternality break in barrier crucial role box up borosilicate blurry مغناطیس ملاحظه کردن ملایمت من که مودی شوالیه شوخی مستهجن شور شکاک شکسته نفسی کردن شکست‌ناپذیر شگفت انگیز شیر گاو شیرینی‌پز شیمیدان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.