آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۴

      پوست به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / poost /

      skin, shuck, hull, coat, shell, bark, encrustation, peeling, husk, cuticle, integument, epidermis, dermis, slough, corium, pelt, derma, hide, exuviae

      skin

      shuck

      hull

      coat

      shell

      bark

      encrustation

      peeling

      husk

      cuticle

      integument

      epidermis

      dermis

      slough

      corium

      pelt

      derma

      hide

      exuviae

      جلد، قشر، بیرونی‌ترین بخش بدن گیاهان و جانداران و غیره

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      خراشیدگی پوست

      skin abrasion

      پوست برنزه‌ی دختر روستایی

      the bronze skin of the rustic girl

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد پوست

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بشره پوسته پوسه جلد غلاف قشر لایه لحات ورقه

      سوال‌های رایج پوست

      پوست به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «پوست» در زبان انگلیسی به skin ترجمه می‌شود.

      «پوست» یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین اندام‌های بدن انسان و بسیاری از جانوران است که به عنوان یک پوشش محافظ، سطح خارجی بدن را در بر می‌گیرد. این اندام حیاتی، نه‌تنها سدّی فیزیکی در برابر عوامل محیطی مانند میکروب‌ها، آلودگی و آسیب‌های مکانیکی ایجاد می‌کند، بلکه نقشی کلیدی در تنظیم دمای بدن، حس لامسه، و دفع برخی مواد زائد دارد.

      از لحاظ ساختاری، پوست از سه لایه‌ی اصلی تشکیل شده است: اپیدرم (لایه‌ی بیرونی)، درم (لایه‌ی میانی) و هیپودرم (لایه‌ی زیرین). این لایه‌ها شامل سلول‌های مختلف، رگ‌های خونی، غدد چربی و عرق، فولیکول‌های مو و پایانه‌های عصبی هستند. سلامت پوست وابسته به عملکرد هماهنگ این اجزاء و تغذیه‌ی مناسب آن‌هاست.

      از نظر زیبایی‌شناسی، پوست نقش بسیار مهمی در ظاهر و جذابیت انسان دارد. رنگ، بافت، شفافیت و سلامت پوست اغلب به‌عنوان شاخصی از سلامتی کلی فرد تلقی می‌شود. به همین دلیل، مراقبت از پوست، استفاده از مرطوب‌کننده‌ها، ضدآفتاب، و محصولات مراقبتی در طب زیبایی و زندگی روزمره اهمیت زیادی یافته است.

      در پزشکی، پوست آینه‌ای از وضعیت درونی بدن به‌شمار می‌رود. بیماری‌هایی مانند اگزما، پسوریازیس، آکنه، کهیر، یا حتی برخی اختلالات داخلی می‌توانند علائمی روی پوست ایجاد کنند. همچنین پوست اولین محل واکنش در برابر آلرژی‌ها و آلودگی‌های محیطی است، که شناخت علائم آن می‌تواند در تشخیص سریع‌تر بیماری‌ها مفید باشد.

      در صنایع مختلف نیز «پوست» کاربردهای فراوانی دارد. از پوست حیوانات در تولید چرم، پوشاک، کیف، کفش و مبلمان استفاده می‌شود. همچنین پوست میوه‌ها و گیاهان مانند پرتقال، انار یا دارچین در صنایع غذایی، عطریات، داروسازی و طب سنتی کاربرد دارد.

      «پوست» فراتر از یک لایه‌ی سطحی، اندامی حیاتی، چندکارکردی و فرهنگی است که هم در علم پزشکی و هم در حوزه‌ی زیبایی، سلامت و صنعت نقشی بنیادی ایفا می‌کند. اهمیت آن در زندگی روزمره و علمی، نشانه‌ای از پیچیدگی و هوشمندی بدن انسان است.

      ارجاع به لغت پوست

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «پوست» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پوست

      لغات نزدیک پوست

      • - پوسانیدن
      • - پوسایدون
      • - پوست
      • - پوست آرایی
      • - پوست‌آکن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.