ornament, decoration, adornment, ornamentation, embellishment
ornament
decoration
adornment
ornamentation
embellishment
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
معمار مقداری پیرایههای تزئینی به نمای ساختمان اضافه کرد تا جذابتر به نظر برسد.
The architect added some decorative ornaments to the building's facade to make it more appealing.
این قطعات سفالی فقط کاربردی نیستند؛ بلکه پیرایههای زیبایی برای هر خانهای محسوب میشوند.
These ceramic pieces are not just functional, but also beautiful ornamentations for any home.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «پیرایه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/پیرایه