flimsy, shoddy, frail, tinpot, slipshod, rickety, straw-like, jerry-built
flimsy
shoddy
frail
tinpot
slipshod
rickety
straw-like
jerry-built
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
صندلی آنقدر پیزری بود که وقتی روی آن نشستم شکست.
The chair was so flimsy that it broke when I sat on it.
او ژاکت پیزری را به فروشگاه بازگرداند.
She returned the shoddy jacket to the store.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «پیزری» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پیزری