آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴

      چنگ زدن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / chang zadan /

      to scratch, to swoop, to scrabble, to claw, to fasten, to catch, to clutch, to cleave

      to scratch

      to swoop

      to scrabble

      to claw

      to fasten

      to catch

      to clutch

      to cleave

      چنگ انداختن

      تصویر پلنگی که بر پشت گاوی چنگ زده است

      the picture of a tiger clawing the back of a cow

      خواستم گربه را ناز کنم؛ ولی دستم را چنگ زد.

      I wanted to pat the cat, but it scratched my hand.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / chang zadan /

      to grasp, to snatch, to seize

      to grasp

      to snatch

      to seize

      محکم گرفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      او به‌سرعت دسته‌ی چمدان را چنگ زد و آن را کشید.

      She quickly grasped the handle of the suitcase and pulled it along.

      او دستش را دراز کرد تا کتاب درحال سقوط را قبل از برخورد به زمین چنگ بزند.

      She reached out to seize the falling book before it hit the ground.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / chang zadan /

      موسیقی to play harp

      to play harp

      چنگ نواختن

      او دوست دارد هر صبح با چنگ خود چنگ بزند.

      She loves to play harp on her harp every morning.

      آن‌ها از او خواستند در مراسم عروسی چنگ بزند.

      They asked her to play harp during the wedding ceremony.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد چنگ زدن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      چسبیدن گرفتن محکم گرفتن
      مترادف:
      دست درازی کردن چنگ انداختن چنگ یازیدن
      مترادف:
      تجاوز کردن تعرض کردن
      مترادف:
      متوسل شدن متشبث شدن توسل جستن
      مترادف:
      چنگ نواختن

      ارجاع به لغت چنگ زدن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «چنگ زدن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/چنگ زدن

      لغات نزدیک چنگ زدن

      • - چنگ دستی
      • - چنگ دهانگیر
      • - چنگ زدن
      • - چنگ زدن با چنگال
      • - چنگ‌زن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      squishy hawkish dovish Northern Lights anesthetic turn away do up feat gild talisman whether greyhound standard deviation cartogram provide relief زمین مسابقه زمین‌بازی زمین خوردن زن ستیزانه زنبور عسل زنگ زنگوله زن‌ستیز زودگذر زیتون زیر پا گذاشتن زیرسیگاری زیرنویس زیر شاخه زیرنویس فیلم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.