آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴

      چنگ زدن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / chang zadan /

      to scratch, to swoop, to scrabble, to claw, to fasten, to catch, to clutch, to cleave

      to scratch

      to swoop

      to scrabble

      to claw

      to fasten

      to catch

      to clutch

      to cleave

      چنگ انداختن
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      تصویر پلنگی که بر پشت گاوی چنگ زده است

      the picture of a tiger clawing the back of a cow

      خواستم گربه را ناز کنم؛ ولی دستم را چنگ زد.

      I wanted to pat the cat, but it scratched my hand.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / chang zadan /

      to grasp, to snatch, to seize

      to grasp

      to snatch

      to seize

      محکم گرفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      او به‌سرعت دسته‌ی چمدان را چنگ زد و آن را کشید.

      She quickly grasped the handle of the suitcase and pulled it along.

      او دستش را دراز کرد تا کتاب درحال سقوط را قبل از برخورد به زمین چنگ بزند.

      She reached out to seize the falling book before it hit the ground.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / chang zadan /

      موسیقی to play harp

      to play harp

      چنگ نواختن

      او دوست دارد هر صبح با چنگ خود چنگ بزند.

      She loves to play harp on her harp every morning.

      آن‌ها از او خواستند در مراسم عروسی چنگ بزند.

      They asked her to play harp during the wedding ceremony.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد چنگ زدن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      چسبیدن گرفتن محکم گرفتن
      مترادف:
      دست درازی کردن چنگ انداختن چنگ یازیدن
      مترادف:
      تجاوز کردن تعرض کردن
      مترادف:
      متوسل شدن متشبث شدن توسل جستن
      مترادف:
      چنگ نواختن

      ارجاع به لغت چنگ زدن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «چنگ زدن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/چنگ زدن

      لغات نزدیک چنگ زدن

      • - چنگ‌اندازی
      • - چنگ دهانگیر
      • - چنگ زدن
      • - چنگ زدن با چنگال
      • - چنگ‌زن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      macadamia medlar oleaster pear persimmon pistachio pomegranate quebracho quince royal poinciana satsuma screw bean shagbark silk-cotton tree soapbark کمک گوش‌درد آسیب‌شناختی آلیزیدن احساسات ارج نشاط‌آور خروشان مختلف اجازه‌ی ورود دادن اجازه‌ی ورود اجرای سوگند احترام گذاشتن اخیرالورود ترغیب
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.