آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

کباب به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / kabaab /

kabab, kebab, roast, kebob, barbecue, broil, grill, en brochette

kabab

kebab

roast

kebob

barbecue

broil

grill

en brochette

گوشت بریان‌شده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

بوی وسوسه‌انگیز کباب

the tantalizing odor of kabab

دود کباب بسیار اشتهاآور بود.

The smoke of the kebab was very appetizing.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

کباب مرغ

chicken broil

کباب قلوه و جگر

kidney and liver kebab

یک طرف کباب سوخته و طرف دیگر آن خام بود.

One side of the kebab was scorched and the other side was raw.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد کباب

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
مترادف:

سوال‌های رایج کباب

کباب به انگلیسی چی می‌شه؟

کلمه‌ی «کباب» در زبان انگلیسی به kebab یا kabob ترجمه می‌شود.

کباب یکی از کهن‌ترین و پرطرفدارترین غذاهای گوشتی جهان است که در فرهنگ‌های مختلف، به‌ویژه در خاورمیانه، آسیای میانه، قفقاز، شبه‌قاره‌ی هند و حتی بخش‌هایی از اروپا و آمریکا جایگاهی ویژه دارد. در زبان فارسی، واژه‌ی کباب به غذایی گفته می‌شود که گوشت آن (اعم از قرمز یا مرغ) معمولاً به قطعات کوچک بریده شده و روی حرارت مستقیم آتش یا زغال کبابی می‌شود. این غذا نمادی از دورهمی، مهمانی‌های خانوادگی، پیک‌نیک و حتی مناسبت‌های خاص است.

ریشه‌ی تاریخی کباب را می‌توان تا دوران باستان و مردمانی که شکار خود را بر آتش کباب می‌کردند، دنبال کرد. اما شکل ساختارمند و امروزی آن، به‌ویژه در ایران، ترکیه و کشورهای عربی، به دوران اسلامی و پس از آن بازمی‌گردد. در فرهنگ ایرانی، گونه‌های متنوعی از کباب وجود دارد که مشهورترین آن‌ها شامل کباب کوبیده، چنجه، برگ، جوجه کباب، شیشلیک و کباب بختیاری است. هرکدام از این کباب‌ها نه‌تنها از نظر مواد اولیه، بلکه از نظر طرز تهیه و مزه‌دار کردن نیز تفاوت‌هایی دارند که تجربه‌ی چشیدن آن‌ها را خاص و لذت‌بخش می‌سازد.

کباب تنها یک غذای گوشتی نیست، بلکه بخش مهمی از هویت غذایی و فرهنگی یک ملت را شکل می‌دهد. در ایران، سنت آماده‌سازی کباب با آدابی مانند مزه‌دار کردن گوشت با پیاز، نمک، فلفل، زعفران و گاهی آبلیمو یا ماست همراه است. همچنین، پختن آن روی زغال یا منقل نه‌تنها طعم خاصی به غذا می‌دهد، بلکه تجربه‌ای اجتماعی و لذت‌بخش برای خانواده‌ها و دوستان فراهم می‌کند. کنار کباب معمولاً نان تازه، برنج ایرانی، سبزی خوردن، گوجه کبابی، دوغ یا نوشیدنی‌های سنتی سرو می‌شود که ترکیبی بی‌نظیر از مزه و رنگ را ایجاد می‌کند.

در سطح جهانی نیز کباب با نام‌های مختلفی شناخته می‌شود. مثلاً در ترکیه به آن şiş kebap، در هند seekh kebab و در کشورهای غربی اغلب با تلفظ kabob یا kebab شناخته می‌شود. در بسیاری از کشورها، غذاهایی مشابه با کباب وجود دارد که در قالب سیخ‌کشیده، گریل‌شده یا سرخ‌شده ارائه می‌شوند و هرکدام بازتابی از فرهنگ و ذائقه‌ی بومی مردم آن سرزمین هستند.

کباب بیش از آن‌که فقط غذایی خوشمزه باشد، یک تجربه‌ی حسی، فرهنگی و گاه حتی احساسی است. رایحه‌ی دلپذیر آن که در فضای باز می‌پیچد، صدای جلز‌ولز گوشت روی زغال، و دورهمی‌های گرم خانوادگی و دوستانه، کباب را به یکی از دوست‌داشتنی‌ترین عناصر سفره‌های شرقی تبدیل کرده است؛ غذایی که هم سنت را در خود دارد و هم با ذائقه‌ی امروزی هماهنگ است.

ارجاع به لغت کباب

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «کباب» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کباب

لغات نزدیک کباب

پیشنهاد بهبود معانی