آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴

    کشت شده به انگلیسی

    معنی

    cultured

    cultured

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس
    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج کشت شده

    کشت شده به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «کِشت‌شده» در زبان انگلیسی به cultivated ترجمه می‌شود.

    این واژه معمولاً برای توصیف گیاهان، محصولات یا حتی گونه‌هایی به‌کار می‌رود که به‌طور آگاهانه، تحت نظارت و با روش‌های مشخص پرورش یافته‌اند. برخلاف حالت طبیعی یا خودرو، عبارت «کشت‌شده» نشان می‌دهد که فرآیند رشد با دخالت انسان و با هدف‌گذاری مشخص صورت گرفته است.

    واژه‌ی کشت‌شده پیش از هر چیز به معنای محصولی است که در خاک آماده، با برنامه‌ریزی، و در چارچوب یک سیستم کشاورزی رشد کرده است. این کشت می‌تواند در مزارع کوچک سنتی یا در زمین‌های وسیع و صنعتی انجام گیرد، اما در هر شکل، عنصر اصلی آن «مدیریت رشد» است. اقداماتی مانند انتخاب بذر مناسب، آماده‌سازی خاک، تنظیم میزان آب و نور، و محافظت از گیاه در برابر عوامل آسیب‌زا، همگی نشان‌دهنده‌ی فرآیندی کنترل‌شده هستند که در نهایت به محصولی «کشت‌شده» می‌انجامد.

    کشت‌شده بودن یک محصول معمولاً نشانه‌ی کیفیت قابل پیش‌بینی و پایداری است. هنگامی که محصولی از طریق کشت منظم تولید می‌شود، امکان کنترل ویژگی‌هایی مانند اندازه، طعم، بافت یا حتی رنگ فراهم می‌شود. همین قابلیت کنترل و استانداردسازی است که صنایع غذایی، باغبانی و تولید بذر را به کشت برنامه‌ریزی‌شده وابسته کرده است. در نتیجه، محصول کشت‌شده نه‌تنها از نظر اقتصادی ارزشمند است، بلکه نقش مهمی در تأمین نیازهای غذایی و پایداری زنجیره‌ی تولید دارد.

    از سوی دیگر، عبارت کشت‌شده می‌تواند به تفاوت میان رشد طبیعی و رشد هدایت‌شده اشاره کند. بسیاری از گیاهان اگرچه به‌طور طبیعی نیز توان رشد دارند، اما در حالت کشت‌شده ویژگی‌های مطلوب‌تری پیدا می‌کنند. برای نمونه، گیاهی که در طبیعت با محدودیت منابع مواجه می‌شود، ممکن است کوچک‌تر یا کم‌ثمر باشد، اما شکل کشت‌شده‌ی آن معمولاً رشد کامل‌تر، برگ‌های شاداب‌تر یا میوه‌های درشت‌تری دارد. این تفاوت نشان می‌دهد که کشت‌شده بودن نه فقط یک توصیف، بلکه نتیجه‌ی دخالت دانش، تجربه و فناوری در فرآیند رشد است.

    کشت‌شده بودن برخی گونه‌ها همچنین نشانگر این است که آن‌ها با نیازهای انسان سازگار شده‌اند. بسیاری از گیاهان امروزی در ابتدا خودرو بوده‌اند، اما طی نسل‌ها انتخاب، اصلاح و پرورش یافته‌اند تا به شکل کشت‌شده‌ی فعلی برسند. این فرایند ـ که بخشی از تاریخ تمدن بشر را شکل داده ـ نقشی مهم در توسعه‌ی کشاورزی و ایجاد امنیت غذایی داشته است. امروزه نیز بسیاری از گونه‌ها تنها در حالت کشت‌شده وجود دارند و بدون مراقبت انسانی قادر به بقا یا تولید مطلوب نیستند.

    اصطلاح کشت‌شده می‌تواند به زمینه‌های غیرکشاورزی نیز گسترش یابد. گاهی برای توصیف محیط‌هایی استفاده می‌شود که انسان آن‌ها را طراحی کرده و توسعه داده است؛ محیط‌هایی که بر پایه‌ی نظم، برنامه‌ریزی و مراقبت شکل گرفته‌اند. در این کاربرد استعاری، مفهوم کشت‌شده تداعی‌گر پرورش‌یافتگی، کنترل‌شدگی و بلوغ است. با این نگاه، «کشت‌شده» نه‌تنها درباره‌ی گیاهان، بلکه درباره‌ی هر پدیده‌ای است که رشد آن نتیجه‌ی هدایت هدفمند و مدیریت‌شده باشد.

    ارجاع به لغت کشت شده

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «کشت شده» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کشت شده

    لغات نزدیک کشت شده

    • - کشت ثانوی
    • - کشت دادن باکتری
    • - کشت شده
    • - کشت شناسی
    • - کشت فرعی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    festa fiercely filmmaker finally financial cynically deadwood dearly Dec deciding delulu demonstrator desirability desperately ventromedial مقدار تغذیه مبالغه اغیار ادغام اسیر حجامت حجت احوال اخص عربده بیسبال پیلاتس تجاوز تیراندازی با کمان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.