exhilarative, pleasurable, euphoric, narcotic, upper
exhilarative
pleasurable
euphoric
narcotic
upper
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
حس کیفآور رسیدن به قلهی کوه فراموشنشدنی بود.
The exhilarative feeling of reaching the mountain summit was unforgettable.
قهرمانی، شادی کیفآوری را برای کل تیم به ارمغان آورد.
Winning the championship brought an euphoric joy to the entire team.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کیفآور» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کیفآور