فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

A Lot

ə lɑt ə lɒt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • adverb A1
    خیلی، زیاد، خیلی، خیلی زیاد، بسیار
    • - She enjoyed the party a lot because all of her friends were there.
    • - او از مهمانی خیلی لذت برد زیرا همه‌ی دوستانش آنجا بودند.
    • - I need to study a lot in order to pass this exam.
    • - برای قبولی در این آزمون نیاز دارم زیاد مطالعه کنم.
  • adverb
    خیلی زیاد، مکرراً، به کرات، غالباً، بیشتر وقت‌ها
    • - She travels a lot.
    • - او خیلی زیاد به سفر می‌رود.
    • - They go on vacation a lot to explore new places.
    • - آن‌ها برای کشف مکان‌های جدید بیشتر وقت‌ها به تعطیلات می‌روند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت a lot

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «a lot» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/a-lot

پیشنهاد بهبود معانی