آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

    Aggressively

    əˈɡresɪvli əˈɡresɪvli

    معنی aggressively | جمله با aggressively

    adverb B2

    به‌طور پرخاشگرانه، با حالت تهاجمی، به‌شکل خشونت‌آمیز، با پرخاشگری

    The dog barked aggressively at the strangers.

    سگ با حالتی تهاجمی به‌سمت غریبه‌ها واق‌واق کرد.

    He shouted aggressively at the waiter for a small mistake.

    به‌خاطر اشتباهی کوچک، با پرخاشگری سر پیشخدمت فریاد زد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    She reacted aggressively when someone criticized her work.

    زمانی که کسی از کارش انتقاد می‌کرد، به‌طور پرخاشگرانه واکنش نشان می‌داد.

    adverb

    با قاطعیت، با جدیت، با پافشاری، با سماجت، به‌طور مصمم، به‌شکلی پیگیرانه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    She aggressively pursued her dream of becoming a doctor.

    او با تلاشی شدید و پیگیرانه رؤیای پزشک شدنش را دنبال کرد.

    The team played aggressively to secure their place in the finals.

    تیم با قاطعیت بازی کرد تا جایگاه خود را در فینال تثبیت کند.

    adverb

    پزشکی به‌طور تهاجمی، با سرعت بالا، با شدت بسیار، با پیشرفت سریع، به‌طور پیش‌رونده

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

    مشاهده

    The tumor is growing aggressively and needs immediate treatment.

    تومور به‌طور تهاجمی درحال رشد است و نیاز به درمان فوری دارد.

    This type of cancer spreads aggressively to other organs.

    این نوع سرطان به‌شکلی سریع و تهاجمی به سایر اندام‌ها گسترش می‌یابد.

    adverb

    پزشکی به‌طور تهاجمی، با اعمال درمان‌های قوی، با رویکردی شدید، به‌شکلی قوی، به‌صورت فشرده

    The patient responded well to the disease being treated aggressively at an early stage.

    بیمار به درمان تهاجمی در مراحل اولیه‌ی بیماری به‌خوبی پاسخ داد.

    The infection was so severe that it had to be treated aggressively with strong antibiotics.

    عفونت به‌قدری شدید بود که باید با آنتی‌بیوتیک‌های قوی و به‌صورت فشرده درمان می‌شد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    لغات هم‌خانواده aggressively

    noun
    aggression, aggressor
    adjective
    aggressive
    verb - intransitive
    aggress
    adverb
    aggressively

    ارجاع به لغت aggressively

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «aggressively» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/aggressively

    لغات نزدیک aggressively

    • - aggression
    • - aggressive
    • - aggressively
    • - aggressor
    • - aggrieve
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.