آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Aggressively

      əˈɡresɪvli əˈɡresɪvli

      معنی aggressively | جمله با aggressively

      adverb B2

      به‌طور پرخاشگرانه، با حالت تهاجمی، به‌شکل خشونت‌آمیز، با پرخاشگری

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The dog barked aggressively at the strangers.

      سگ با حالتی تهاجمی به‌سمت غریبه‌ها واق‌واق کرد.

      He shouted aggressively at the waiter for a small mistake.

      به‌خاطر اشتباهی کوچک، با پرخاشگری سر پیشخدمت فریاد زد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She reacted aggressively when someone criticized her work.

      زمانی که کسی از کارش انتقاد می‌کرد، به‌طور پرخاشگرانه واکنش نشان می‌داد.

      adverb

      با قاطعیت، با جدیت، با پافشاری، با سماجت، به‌طور مصمم، به‌شکلی پیگیرانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      She aggressively pursued her dream of becoming a doctor.

      او با تلاشی شدید و پیگیرانه رؤیای پزشک شدنش را دنبال کرد.

      The team played aggressively to secure their place in the finals.

      تیم با قاطعیت بازی کرد تا جایگاه خود را در فینال تثبیت کند.

      adverb

      پزشکی به‌طور تهاجمی، با سرعت بالا، با شدت بسیار، با پیشرفت سریع، به‌طور پیش‌رونده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      The tumor is growing aggressively and needs immediate treatment.

      تومور به‌طور تهاجمی درحال رشد است و نیاز به درمان فوری دارد.

      This type of cancer spreads aggressively to other organs.

      این نوع سرطان به‌شکلی سریع و تهاجمی به سایر اندام‌ها گسترش می‌یابد.

      adverb

      پزشکی به‌طور تهاجمی، با اعمال درمان‌های قوی، با رویکردی شدید، به‌شکلی قوی، به‌صورت فشرده

      The patient responded well to the disease being treated aggressively at an early stage.

      بیمار به درمان تهاجمی در مراحل اولیه‌ی بیماری به‌خوبی پاسخ داد.

      The infection was so severe that it had to be treated aggressively with strong antibiotics.

      عفونت به‌قدری شدید بود که باید با آنتی‌بیوتیک‌های قوی و به‌صورت فشرده درمان می‌شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      لغات هم‌خانواده aggressively

      noun
      aggression, aggressor
      adjective
      aggressive
      verb - intransitive
      aggress
      adverb
      aggressively

      ارجاع به لغت aggressively

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «aggressively» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/aggressively

      لغات نزدیک aggressively

      • - aggression
      • - aggressive
      • - aggressively
      • - aggressiveness
      • - aggressor
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.