آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مرداد ۱۴۰۴

    Allegedly

    əˈledʒɪdli əˈledʒɪdli

    معنی allegedly

    adverb C2

    (رسمی) علی‌الظاهر، بنا به اقوال، گفته می‌شود که، ادعا می‌شود که، آن‌طور که ادعا شده، به‌طوری‌که گفته شده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد allegedly

    1. adverb by allegation
      Synonyms:
      supposedly purportedly as stated professedly assertedly avowedly

    سوال‌های رایج allegedly

    معنی allegedly به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «allegedly» در زبان فارسی به «ظاهراً» یا «به‌ادعای دیگران» ترجمه می‌شود.

    «Allegedly» قیدی است که برای بیان این نکته به کار می‌رود که یک موضوع، حادثه یا ادعا گزارش شده یا مطرح شده، اما هنوز از نظر قانونی یا واقعی اثبات نشده است. این واژه اغلب در اخبار، گزارش‌ها، متون رسمی و حتی مکالمات روزمره به کار می‌رود تا نشان دهد اطلاعات ارائه‌شده بر اساس گفته‌ی دیگران یا شواهد ناقص است و نباید به‌طور قطعی پذیرفته شود. استفاده از «allegedly» کمک می‌کند که بیان‌کننده خود را از مسئولیت صددرصدی صحت ادعاها مبرا کند و از قضاوت زودهنگام جلوگیری شود.

    در حوزه‌ی خبری و رسانه‌ای، «allegedly» بسیار رایج است. خبرنگاران، گزارشگران و رسانه‌ها از این کلمه برای اشاره به جرائم، اقدامات یا حوادثی که هنوز تحت بررسی قانونی یا تحقیق مستقل قرار دارند، استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، جمله‌ی «The politician allegedly accepted a bribe» نشان می‌دهد که ادعای رشوه‌خواری مطرح شده اما هنوز به اثبات نرسیده است. این کاربرد باعث می‌شود گزارشگران مسئولیت قانونی و اخلاقی خود را رعایت کنند و از انتشار اطلاعات نادرست جلوگیری شود.

    در مکالمات روزمره، «allegedly» می‌تواند به طور غیررسمی برای نقل قول یا بیان چیزی که شنیده‌ایم ولی مطمئن نیستیم، به کار رود. مثلاً اگر کسی بگوید: «He allegedly left the company last week»، منظور این است که بر اساس شنیده‌ها یا گفته‌های دیگران او هفته‌ی گذشته شرکت را ترک کرده، اما این موضوع هنوز تأیید نشده است. این نوع استفاده باعث ایجاد فاصله‌ی معنایی میان گوینده و صحت موضوع می‌شود.

    از نظر معنایی، «allegedly» مشابه عباراتی مانند «reportedly» یا «purportedly» است، اما بار قانونی و رسمی بیشتری دارد و معمولاً در متون رسمی، قضایی و خبری کاربرد دارد. استفاده درست از این کلمه به انتقال دقیق و بی‌طرفانه‌ی اطلاعات کمک می‌کند و از قضاوت پیش از موعد جلوگیری می‌نماید.

    از منظر زبان‌شناسی، «allegedly» از فعل «allege» به معنای «ادعا کردن» گرفته شده است و با افزودن پسوند «-ly» به صورت قید در آمده است. این ساختار نشان می‌دهد که زبان انگلیسی برای بیان فاصله‌ی معنایی بین ادعا و حقیقت، ابزارهای دقیقی ایجاد کرده است. این واژه نمونه‌ای از دقت و ظرافت زبان در انتقال اطلاعات و حفظ مسئولیت اخلاقی و قانونی در بیان مطالب است.

    ارجاع به لغت allegedly

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «allegedly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/allegedly

    لغات نزدیک allegedly

    • - allege
    • - alleged
    • - allegedly
    • - allegheny
    • - allegheny mountains
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.