آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

      Armchair

      ˈɑːrmtʃer / / ˌɑːrmˈtʃer ˈɑːmtʃeə / / ˌɑːmˈtʃeə

      شکل جمع:

      armchairs

      معنی armchair | جمله با armchair

      noun countable A2

      مبل راحتی، صندلی دسته‌دار

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      The old armchair in the living room is so comfortable that I often fall asleep in it.

      مبل راحتی قدیمی در اتاق نشیمن آن‌قدر راحت است که اغلب در آن به خواب می‌روم.

      When considering the furnishing of a study space, the selection of an appropriate armchair can significantly impact both user comfort and productivity.

      هنگام در نظر گرفتن مبلمان یک فضای مطالعه، انتخاب یک مبل راحتی مناسب می‌تواند هم بر راحتی کاربر و هم بر بهره‌وری تأثیر بسزایی بگذارد.

      adjective C1

      تئوری، نظری (برای فردی که تجربه‌ی عملی ندارد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      His armchair analysis of the company's financial woes completely missed the real-world complexities.

      تحلیل نظری او از مشکلات مالی شرکت، پیچیدگی‌های دنیای واقعی را کاملاً نادیده گرفته بود.

      The debate highlighted the contrast between an armchair approach to urban planning, which relies on abstract models, and a participatory method that engages community stakeholders directly.

      این بحث تضاد بین رویکرد نظری به برنامه‌ریزی شهری که متکی بر مدل‌های انتزاعی است و یک روش مشارکتی که مستقیماً ذی‌نفعان جامعه را درگیر می‌کند، برجسته کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an armchair general

      سرلشگر جنگ‌ندیده

      an armchair anthropologist

      مردم‌شناسی که از صندلی خود تکان نخورده (و بین مردم نرفته)

      an armchair agricultural engineer

      مهندس کشاورزی پشت‌میز‌نشین

      adjective

      ‫نیابتی‬، تخیلی

      My uncle is an armchair traveler, enjoying documentaries about faraway lands more than actual journeys.

      عموی من یک مسافر نیابتی است که از مستندات مربوط به سرزمین‌های دوردست بیشتر از سفرهای واقعی لذت می‌برد.

      While armchair environmentalism may raise awareness, genuine change necessitates direct engagement and policy advocacy.

      درحالی‌که محیط‌زیست‌گرایی نیابتی ممکن است آگاهی ایجاد کند، اما تغییر واقعی مستلزم مشارکت مستقیم و حمایت از سیاست‌ها است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an armchair traveller

      مسافر تخیلی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد armchair

      1. noun easy chair
        Synonyms:
        recliner easy chair elbow chair wing chair morris chair captain's chair couch sofa

      سوال‌های رایج armchair

      شکل جمع armchair چی میشه؟

      شکل جمع armchair در زبان انگلیسی armchairs است.

      ارجاع به لغت armchair

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «armchair» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/armchair

      لغات نزدیک armchair

      • - armavir
      • - armband
      • - armchair
      • - armed
      • - armed (or dressed) to the teeth
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      fig grapefruit greenheart guaiac gum tree haematoxylon honeylocust huckleberry inkwood jaborandi judas tree kumquat laburnum lantern tree lemon لابه‌گر لخت کردن لیگ لیگ برتر متضاد کردن متعلق مداد ابرو مرزی هشت همپوده‌ی برگ هم‌سنخ هم‌رنگی هوازی هیوا داریوش
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.