Bad Luck

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • collocation
    بخت بد، بدشانسی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد bad luck

  1. noun rotten break
    Synonyms: adversity, bad break, blow, devil's own luck, hard cheese, hard luck, hard time, hardship, ill luck, mischance, misfortune, raw deal, reverse, rotten luck, setback, tough break, tough luck, tragedy

ارجاع به لغت bad luck

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bad luck» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/bad-luck

لغات نزدیک bad luck

پیشنهاد بهبود معانی