Bad Form

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun phrase
    عمل ناشایست، کار نابجا، رفتار نامناسب
    • - It was thought bad form to discuss business on social occasions.
    • - حرف زدن از کار در موقعیت‌های اجتماعی کار نابجایی تلقی می‌شد.
    • - It used to be considered bad form to talk about money.
    • - در گذشته حرف زدن از پول کار ناشایستی بود.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد bad form

  1. noun bad style
    Synonyms: barbarism, impropriety, indecorum, inelegance, infelicity, solecism

ارجاع به لغت bad form

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bad form» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/bad-form

لغات نزدیک bad form

پیشنهاد بهبود معانی