به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.

Barbarism

ˈbɑːrbərɪzm ˈbɑːbərɪzm
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun
    سخن غیرمصطلح، وحشیگری، بربریت
    • - War is barbarism.
    • - جنگ بربریت است.
    • - Modern advertising is replete with barbarisms.
    • - آگهی‌های تجارتی امروزی از اشتباهات لغوی پر است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد barbarism

  1. noun crudity, savagery, especially in speech
    Synonyms: atrocity, barbarity, brutality, catachresis, coarseness, corruption, cruelty, impropriety, inhumanity, localism, malapropism, misusage, misuse, primitive culture, provincialism, solecism, uncivilizedness, vernacularism, vernacularity, vulgarism
    Antonyms: kindness, praise

ارجاع به لغت barbarism

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «barbarism» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/barbarism

لغات نزدیک barbarism

پیشنهاد بهبود معانی