شکل جمع:
buttholesعامیانه کالبدشناسی مقعد
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کالبدشناسی
The doctor examined the baby's butthole carefully.
پزشک مقعد نوزاد را با دقت معاینه کرد.
Proper hygiene is crucial for the health of the butthole.
بهداشت مناسب برای سلامت مقعد بسیار مهم است.
Certain medical conditions can affect the function of the butthole.
برخی بیماریها میتوانند بر عملکرد مقعد تأثیر بگذارند.
Inflammation around the butthole can cause discomfort.
التهاب اطراف مقعد میتواند باعث ناراحتی شود.
عامیانه آدم احمق، آدم نفرتانگیز
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
That guy is such a butthole sometimes.
آن یارو گاهی واقعاً یک احمق است.
Don't be a butthole; share your toys.
احمق نباش؛ اسباببازیهایت را به اشتراک بگذار.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «butthole» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/butthole