آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ دی ۱۴۰۲

    Buttons

    American: ˈbʌtənz British: ˈbʌtənz

    گذشته‌ی ساده:

    buttoned

    شکل سوم:

    buttoned

    وجه وصفی حال:

    buttoning

    معنی buttons | جمله با buttons

    noun countable B1

    دکمه، دکمه (ماشین)

    The buttons on my shirt are coming loose.

    دکمه های پیراهنم در حال باز شدن هستند.

    I need to sew new buttons onto my coat.

    من باید دکمه های جدیدی را به کتم بدوزم.

    noun countable

    انگلیسی آمریکایی ورزش نشان برجسته، پوشش پلاستیکی در انتهای شمشیر

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    He was prohibited from wearing buttons at school.

    او از گذاشتن نشان‌های برجسته در مدرسه منع شده بود.

    They wore beautiful buttons and hats.

    آن‌ها نشان‌های برجسته و کلاه های زیبایی داشتند.

    verb - transitive

    بستن چیزی (با استفاده از دکمه)، بستن دهان، محکم بستن، مهر و موم کردن

    I forgot to button your sweater.

    من فراموش کردم که دکمه ژاکتم را ببندم.

    button up your coat.

    دکمه کت خود را ببندید.

    noun countable

    انگلیسی بریتانیایی هتل (عامیانه) پادو هتل، باربر هتل، شاگرد، نوکر، پادو

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی هتل

    مشاهده
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد buttons

    1. verb fasten with buttons
      Synonyms:
      closes clasps snaps
      Antonyms:
      unbuttons
    1. noun a device that when pressed will release part of a mechanism
      Synonyms:
      switches keys hooks clasps fasteners buckles snaps pins knobs releases catches studs dials disks emblems chins baubles frogs

    سوال‌های رایج buttons

    گذشته‌ی ساده buttons چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده buttons در زبان انگلیسی buttoned است.

    شکل سوم buttons چی میشه؟

    شکل سوم buttons در زبان انگلیسی buttoned است.

    وجه وصفی حال buttons چی میشه؟

    وجه وصفی حال buttons در زبان انگلیسی buttoning است.

    ارجاع به لغت buttons

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «buttons» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/buttons

    لغات نزدیک buttons

    • - buttonhook
    • - buttonmold
    • - buttons
    • - buttonwood
    • - buttony
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    spiral out of control wingless brand branding maladaptation maladaptive malpractice g galantine future holds furrow from fro friend for life frat باز شدن باسکول بالا آچار بوکس آیندگان ابر قدرت ابراز احساسات اتصال اتکا اجتماعی اجق‌وجق بوته بوق بچگی بی رقیب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.