Cameo

ˈkæmioʊ ˈkæmi-əʊ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    cameos

معنی و نمونه‌جمله

  • noun
    برجسته‌کاری درجواهر وسنگ های قیمتی، رنگ‌های مابین قرمز مایل به آبی یا قرمز مایل به زرد، جواهرتراشی کردن
    • - In this movie Charlie Chaplin has a cameo role too.
    • - در این فیلم چارلی چاپلین هم نقش مختصری دارد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت cameo

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cameo» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/cameo

لغات نزدیک cameo

پیشنهاد بهبود معانی