Catch A Glimpse Of

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
نگاهی اجمالی انداختن به، لمحه‌ای دیدن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح متوسط

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
- I caught a glimpse of the celebrity as she walked by.
- همینطور که [آن فرد] مشهور رد می شد، نگاهی اجمالی به او انداختم.
- We only caught a glimpse of the sunset before it disappeared behind the clouds.
- ما فقط لمحه‌ای غروب خورشید را دیدیم قبل از اینکه پشت ابرها ناپدید شود.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت catch a glimpse of

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «catch a glimpse of» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/catch-a-glimpse-of

لغات نزدیک catch a glimpse of

پیشنهاد بهبود معانی