آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۳

      Cent

      sent sent

      شکل جمع:

      cents

      معنی cent | جمله با cent

      noun countable A2

      سنت (واحد پول خرد در آمریکا برابر با یک صدم دلار که غالباً به شکل سکه است)

      cent, سنت (واحد پول خرد در آمریکا برابر با یک صدم دلار که غالباً به شکل سکه است)
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      You owe six cents.

      تو شش سنت بدهکاری.

      The cost of the candy is only 99 cents.

      قیمت این آب‌نبات تنها ۹۹ سنت است.

      noun countable

      سنت (واحد پول خرد برابر با یک صدم یورو)

      cent, سنت (واحد پول خرد برابر با یک صدم یورو)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      I only have a few cents left in my wallet.

      فقط چند سنت توی کیف پولم دارم.

      The price of the item was twenty-five cents.

      قیمت این کالا بیست‌وپنج سنت بود.

      abbreviation

      سانتی‌گراد (centigrade)

      The average winter temperature in this region is around 5 degrees cent.

      میانگین دمای زمستان در این منطقه حدود ۵ درجه‌ی سانتی‌گراد است.

      The thermometer reads 30 degrees cent.

      دماسنج ۳۰ درجه‌ی سانتی‌گراد را نشان می‌دهد.

      abbreviation

      مرکزی (Central و central) (Cent و cent)

      The cent heating system kept the entire house warm during the winter.

      سیستم گرمایش مرکزی کل خانه را در طول زمستان گرم نگه می‌داشت.

      The Cent square of the city is always busy.

      میدان مرکزی شهر همیشه شلوغ است.

      abbreviation

      زبان‌شناسی کنتوم (centum) (مربوط به زبان‌های هندواروپایی غربی)

      Linguists study the cent languages to understand their unique features.

      زبان‌شناسان زبان‌های کنتوم را مطالعه می‌کنند تا ویژگی‌های منحصربه‌فرد این زبان‌ها را درک کنند.

      The cent language group includes several ancient Indo-European languages.

      گروه زبانی کنتوم مشتمل بر چند زبان باستانی هندواروپایی است.

      abbreviation

      قرن، سده (century)

      The 17th cent was a time of political and religious upheaval in Europe.

      قرن هفدهم دوران تحولات سیاسی و مذهبی در اروپا بود.

      The Great War I took place in the early 20th cent.

      جنگ بزرگ اول در اوایل سده‌ی بیستم رخ داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cent

      1. noun a coin worth one-hundredth of the value of the basic unit
        Synonyms:
        penny centime red-cent 100th part of a dollar Indian penny conto lira gulden krona dong pistareen milreis deutschmark reichsmark

      سوال‌های رایج cent

      شکل جمع cent چی میشه؟

      شکل جمع cent در زبان انگلیسی cents است.

      ارجاع به لغت cent

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cent

      لغات نزدیک cent

      • - censure
      • - census
      • - cent
      • - cental
      • - centaur
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت babe و baby چیست؟

      تفاوت babe و baby چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      trajectory quit never sturgeon unveil balneal Virgil discretionary jingoist actus reus bleak garage turn on turn-on function حساس حضور یافتن حواس کسی را پرت کردن خائن خارپشت خرس قطبی خشک کردن خفا خفت خلاف جهت عقربه های ساعت لذیذ خیلی خوب دانش‌آموخته دستیار درآوردن لباس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.