آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

      CEO

      ˌsiːiːˈoʊ ˌsiː iː ˈəʊ ˌsiː iː ˈəʊ

      توضیحات:

      CEO مخفف عبارت Chief Executive Officer است.

      معنی CEO | جمله با CEO

      abbreviation noun countable

      کسب‌وکار مدیرعامل، مدیر اجرایی ارشد

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کسب‌وکار

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Every decision made by the CEO impacts the entire organization.

      هر تصمیمی که توسط مدیرعامل اتخاذ می‌شود بر کل سازمان تأثیر می‌گذارد.

      The board of directors appointed a new CEO.

      هیئت‌مدیره مدیرعامل جدیدی را منصوب کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The CEO of the company attended the conference to discuss future plans.

      مدیر اجرایی ارشد شرکت، برای بحث در مورد برنامه‌های آینده در کنفرانس شرکت کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد CEO

      1. noun the corporate executive responsible for the operations of the firm; reports to a board of directors; may appoint other managers (including a president), the person with the most important position in a company
        Synonyms:
        chief executive officer chief operating officer

      سوال‌های رایج CEO

      معنی CEO به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «CEO» در زبان فارسی به «مدیرعامل» ترجمه می‌شود.

      «مدیرعامل» بالاترین مقام اجرایی در یک شرکت یا سازمان است که مسئولیت کلی مدیریت، تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و هدایت عملیات روزانه را بر عهده دارد. این عنوان معمولاً در شرکت‌های بزرگ و سازمان‌های تجاری به کار می‌رود و مدیرعامل به عنوان نماینده رسمی شرکت، روابط با سهامداران، مشتریان، کارمندان و دیگر ذی‌نفعان را مدیریت می‌کند. اختصار «CEO» از عبارت انگلیسی «Chief Executive Officer» گرفته شده است.

      از نظر ساختاری، مدیرعامل معمولاً بالاترین مقام اجرایی است و به هیئت مدیره یا مالکان شرکت گزارش می‌دهد. وظایف مدیرعامل شامل تعیین اهداف کلان سازمان، برنامه‌ریزی‌های راهبردی، تخصیص منابع، نظارت بر عملکرد بخش‌های مختلف و ایجاد فرهنگ سازمانی مثبت است. مدیرعامل باید توانایی رهبری قوی، مهارت‌های ارتباطی موثر و دیدگاه جامع نسبت به بازار و رقبا داشته باشد.

      نقش مدیرعامل در موفقیت یا شکست یک شرکت بسیار حیاتی است؛ زیرا تصمیمات کلان و سیاست‌گذاری‌های او مسیر رشد و توسعه سازمان را تعیین می‌کند. مدیرعامل باید تعادل بین منافع سهامداران، کارکنان و مشتریان را حفظ کرده و به تغییرات بازار و فناوری واکنش مناسب نشان دهد. در بسیاری از شرکت‌ها، مدیرعامل چهره‌ی عمومی سازمان نیز به شمار می‌رود و نماد اعتبار و قدرت شرکت است.

      از نظر حقوقی، مدیرعامل ممکن است مسئولیت‌های قانونی و مالی نیز داشته باشد و باید قوانین و مقررات مربوط به کسب‌وکار را رعایت کند. همچنین، انتخاب و ارزیابی مدیرعامل توسط هیئت مدیره انجام می‌شود و این مقام ممکن است دوره‌های مشخصی برای فعالیت داشته باشد که با عملکرد و شرایط شرکت تنظیم می‌گردد.

      «CEO» یا مدیرعامل نقش کلیدی و حیاتی در سازمان‌ها و شرکت‌ها ایفا می‌کند و شناخت وظایف و اهمیت این موقعیت، به درک بهتر ساختارهای مدیریتی و عملکرد سازمانی کمک می‌کند. این مفهوم در دنیای تجارت و اقتصاد از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و آگاهی از آن برای هر کسی که به حوزه کسب‌وکار علاقه‌مند است، ضروری است.

      ارجاع به لغت CEO

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «CEO» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ceo

      لغات نزدیک CEO

      • - century
      • - century plant
      • - CEO
      • - ceorl
      • - cèpe or cep
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.