ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Com-

kɑːm kɒm
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • prefix
    با هم، با (قبل از حروف b و p و m) (قبل از حرف l می‌شود: -col و قبل از cor-: r و قبل از دیگر حروف -con)
    • - The committee came together to discuss the upcoming event.
    • - این کمیته برای بحث در مورد رویداد آتی گرد هم آمد.
    • - The company implemented a new policy to improve employee morale.
    • - این شرکت سیاست جدیدی را برای بهبود روحیه‌ی کارکنان اجرا کرد.
  • abbreviation
    کمدی، کمیک (comedy و comic)
    • - The new com on Netflix had me laughing out loud.
    • - کمدی جدید نتفلیکس باعث شد من با صدای بلند بخندم.
    • - I love reading com books, they always make me laugh.
    • - عاشق خواندن کتاب‌های کمیک هستم؛ آن‌ها همیشه مرا می‌خندانند.
  • abbreviation
    کاما، ویرگول (comma)
    • - Don't forget to include a com between the city and state in the address.
    • - فراموش نکنید که بین شهر و ایالت در آدرس کاما قرار دهید.
    • - The teacher reminded the students to place a com between the two adjectives in their sentence.
    • - معلم به دانش‌آموزان یادآوری کرد که در جمله‌ی خود بین دو صفت ویرگول قرار دهند.
  • abbreviation
    سازمان تجاری (commercial organization)
    • - The com I work for is one of the largest retail chains in the country.
    • - سازمان تجاری‌ای که من در آن کار می‌کنم یکی از بزرگ‌ترین زنجیره‌های خرده‌فروشی در کشور است.
    • - The com's profits have been steadily increasing over the past year.
    • - سود این سازمان تجاری در سال گذشته به طور پیوسته در حال افزایش بوده است.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت com-

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «com-» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/com

لغات نزدیک com-

پیشنهاد بهبود معانی