آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۴ شهریور ۱۴۰۴

    Comfort Food

    ˈkʌmfərt ˌfuːd ˈkʌmfət ˌfuːd

    معنی comfort food | جمله با comfort food

    noun countable

    غذایی ساده که به شما حس خوبی می‌دهد، غذای لذت‌بخش، خوراکی حال‌خوب‌کن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    Annie won't speak to him and has turned to chocolate, her comfort food.

    آنی با او صحبت نمی‌کند و به خوراکی حال‌خوب‌کنش یعنی شکلات رو آورده.

    What's your favourite comfort food?

    خوراکی حال‌خوب‌کن موردعلاقه‌‌ت چیه؟

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد comfort food

    1. noun satisfying food
      Synonyms:
      home cooking plain food meat and potatoes Mom’s food prepackaged food

    سوال‌های رایج comfort food

    معنی comfort food به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «comfort food» در زبان فارسی به «غذای حال‌خوب‌کن» ترجمه می‌شود.

    غذای حال‌خوب‌کن به خوراکی‌هایی گفته می‌شود که بیشتر از جنبه‌ی عاطفی و احساسی برای فرد اهمیت دارند تا صرفاً ارزش تغذیه‌ای. این غذاها معمولاً یادآور خاطرات خوب کودکی، خانواده یا موقعیت‌های خاص هستند و هنگام تجربه‌ی استرس، غم یا خستگی، خوردن آن‌ها به انسان آرامش می‌دهد. برای مثال، برای برخی افراد ممکن است یک کاسه سوپ ساده یا برنج و خورشت مادربزرگشان حکم غذای حال‌خوب‌کن داشته باشد.

    ویژگی اصلی comfort food در این است که ارتباط مستقیمی با خاطره‌ها و احساسات فرد دارد. برخلاف غذاهای فست‌فود که بیشتر به‌خاطر دسترسی سریع یا طعم خاصشان مصرف می‌شوند، غذای دلی بیشتر بر پایه‌ی حس تعلق و امنیت شکل می‌گیرد. به همین دلیل ممکن است هر فردی تعریف متفاوتی از comfort food داشته باشد.

    در فرهنگ‌های مختلف، نمونه‌های متنوعی از غذاهای دلی وجود دارد. در ایران، غذاهایی مثل عدس‌پلو، کوفته تبریزی، آش رشته یا حتی نیمرو می‌توانند برای خیلی‌ها چنین نقشی داشته باشند. در آمریکا، ماکارونی و پنیر یا پای سیب نمونه‌های رایج comfort food هستند. این نشان می‌دهد که غذای دلی بیشتر از آنکه یک تعریف جهانی داشته باشد، یک مفهوم شخصی و فرهنگی است.

    از دیدگاه روانشناسی تغذیه، comfort food می‌تواند نقش مثبتی در کاهش موقتی استرس و ایجاد احساس شادی داشته باشد. با این حال، اگر فرد به شکل افراطی و برای مقابله با هر مشکل روانی به آن تکیه کند، احتمال بروز مشکلاتی مانند پرخوری و افزایش وزن وجود دارد. بنابراین، مصرف آن باید همراه با تعادل و آگاهی باشد.

    comfort food ترکیبی از طعم، خاطره و احساس است. این نوع غذاها پلی میان گذشته و حال می‌سازند و به انسان یادآوری می‌کنند که حتی در سخت‌ترین لحظات، می‌توان پناهگاهی کوچک در یک بشقاب غذا پیدا کرد.

    ارجاع به لغت comfort food

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «comfort food» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/comfort-food

    لغات نزدیک comfort food

    • - comfit
    • - comfort
    • - comfort food
    • - comfort station
    • - comfort zone
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    about to abroach abut grow up accept an offer act as a referee laptop act up à la carte actuary hallway character assassination lemma adversity administer تلفظ کردن تمیز و مرتب تن صدا تنه درخت تهدید تهدید کردن تهمت زدن توجه به شرطی که به‌صورت به‌طوری که به طور کامل به مدت یک سال به ندرت به وسیله
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.