Consuetude

ˈkɑːnswɪˌtuːd ˈkɒnswɪtjuːd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
اعتیاد، رسم و روش، عادت

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد consuetude

  1. noun a habitual way of behaving
    Synonyms:
    habit way practice manner use custom usage wont habitude praxis usance

ارجاع به لغت consuetude

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «consuetude» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/consuetude

لغات نزدیک consuetude

پیشنهاد بهبود معانی