Consulate

ˈkɑːnslət ˈkɒnsjələt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    consulates

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun countable
سیاست کنسولگری (دفتر نمایندگی رسمی کشوری در کشور دیگر)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
- He went to the consulate to renew his passport.
- او برای تجدید گذرنامه‌‌اش به کنسولگری رفت.
- They contacted the consulate to follow up on the status of their visa application.
- آن‌ها برای پیگیری وضعیت درخواست ویزایشان با کنسولگری تماس گرفتند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد consulate

  1. noun a diplomatic office or agency established by a country in a foreign city to assist and protect its citizens, promote trade and friendship, and handle various administrative functions
    Synonyms:
    government office consular office ministry

Collocations

ارجاع به لغت consulate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «consulate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/consulate

لغات نزدیک consulate

پیشنهاد بهبود معانی