Cranberry

ˈkrænberi ˈkrænbri
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    گیاه‌شناسی میوه کرنبری، توت خرس
    • - Cranberry juice is a popular remedy for soothing a sore throat.
    • - آب توت خرس داروی محبوبی برای تسکین گلودرد است.
    • - The cranberry harvest in Massachusetts is a major event, attracting tourists from around the world.
    • - برداشت کرنبری در ماساچوست رویداد بزرگی است که گردشگران را از سراسر جهان به خود جذب می‌کند.
  • noun
    رنگ قرمز جیغ
    • - The cranberry lipstick gave her lips a sultry and seductive look.
    • - رژ لب قرمز جیغ به لب‌های او ظاهری شهوت‌انگیز و وسوسه‌انگیز می‌بخشید.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت cranberry

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cranberry» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/cranberry

لغات نزدیک cranberry

پیشنهاد بهبود معانی