امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Crisper

American: ˈkrɪspər British: ˈkrɪspə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت عالی:

    crispest

معنی

noun
آنچه که خوردنی‌ها را ترد و تازه نگه می‌دارد (برای مثال در یخچال)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت crisper

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «crisper» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/crisper

لغات نزدیک crisper

پیشنهاد بهبود معانی