Decaying

آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    decayed
  • شکل سوم:

    decayed
  • سوم‌شخص مفرد:

    decays

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

adjective B2
(به دلیل فعالیت باکتری یا قارچ و غیره) در حال فاسد شدن، در حال پوسیدگی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
- the odor of decaying fish
- بویِ ماهیِ در حالِ پوسیدگی
- Try not to touch a decaying fruit without gloves.
- سعی کنید بدون دستکش به میوه‌ی در حال فاسد شدن دست نزنید.
adjective
در حال خراب‌شدن، رو به نابودی، در حال نابود شدن، در حال استهلاک، رو به زوال
- old decaying buildings
- ساختمان‌های قدیمی در حال استهلاک
- There are some decaying homes here.
- تعدادی خانه‌ی رو به نابودی، در اینجا وجود دارد.
adjective
(کیفیت و قدرت و توان) رو به کاهش، نزولی، کاهشی
- a decaying industry
- صنعتی نزولی
- decaying memory
- حافظه‌ی رو به کاهش
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد decaying

  1. adjective rotting
    Synonyms:
    spoiling decomposing deteriorating breaking down disintegrating crumbling collapsing wasting away falling to pieces breaking up rusting eroding oxidizing wearing away

ارجاع به لغت decaying

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «decaying» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/decaying

لغات نزدیک decaying

پیشنهاد بهبود معانی