آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ اسفند ۱۴۰۳

      Dilution

      daɪˈluːʃn̩ daɪˈljuːʃn̩

      شکل جمع:

      dilutions

      معنی dilution | جمله با dilution

      noun countable uncountable

      رقیق‌سازی، کاهش غلظت، رقیق شدگی، محلول رقیق، محلول آبکی

      The scientist carefully controlled the dilution of the acid to ensure safety.

      دانشمند رقیق‌سازی اسید را بادقت کنترل کرد تا ایمنی را تضمین کند.

      Excessive dilution of the juice made it taste too watery.

      رقیق‌شدگی بیش‌ از حد آب‌میوه باعث شد که طعم آن بسیار آبکی شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A slight dilution of the disinfectant is necessary for household use.

      کاهش غلظت جزئی ضدعفونی‌کننده برای استفاده خانگی ضروری است.

      The chemist poured the dilution into a glass bottle for further testing.

      شیمیدان محلول رقیق را داخل بطری شیشه‌ای ریخت تا آزمایش‌های بیشتری روی آن انجام شود.

      the dilution of paint with thinner

      رقیق کردن رنگ با تینر

      noun countable uncountable

      کاهش، تضعیف، کم‌رنگ شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Many people believe that online education has led to a dilution of academic standards.

      بسیاری از مردم معتقدند که آموزش آنلاین باعث کاهش استانداردهای آموزشی شده است.

      The company’s attempt to appeal to a wider audience led to a dilution of its core values.

      تلاش شرکت برای جذب مخاطبان بیشتر منجر به کم‌رنگ شدن ارزش‌های اصلی آن شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Some argue that globalization has resulted in a dilution of cultural identity.

      برخی معتقدند که جهانی‌شدن منجر به تضعیف هویت فرهنگی شده است.

      the dilution of our moral standards

      تضعیف معیارهای اخلاقی ما

      noun countable uncountable

      اقتصاد کاهش ارزش سهام، افت ارزش سهام، تضعیف ارزش سهام (به‌دلیل افزایش تعداد آن)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      The sudden dilution of shares caused a sharp decline in the stock price.

      تضعیف ارزش ناگهانی سهام باعث کاهش شدید قیمت آن شد.

      Investors were worried about the dilution of shares after the company announced plans to issue more stock.

      سرمایه‌گذاران نگران افت ارزش سهام پس‌از اعلام برنامه‌ی شرکت برای انتشار سهام بیشتر بودند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dilution

      1. noun weakening (reducing the concentration) by the addition of water or a thinner
        Antonyms:
        concentration

      سوال‌های رایج dilution

      شکل جمع dilution چی میشه؟

      شکل جمع dilution در زبان انگلیسی dilutions است.

      ارجاع به لغت dilution

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dilution» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dilution

      لغات نزدیک dilution

      • - dilute
      • - diluter
      • - dilution
      • - dilutor
      • - diluvial
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.