فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Dime

daɪm daɪm
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    dimes

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun C1
    مسکوک ده سنتی(آمریکایی)
    • - The admission costs a dime.
    • - ورودیه یک دایم (ده سنت) است.
    • - We didn't even make a dime!
    • - حتی یک غاز هم کاسبی نکردیم!
    • - Nowadays, writers are a dime a dozen.
    • - امروزه نویسنده از در و دیوار می‌بارد.
    • - This car can turn on a dime.
    • - این ماشین در جاهای خیلی باریک هم دور می‌زند.
    • - Her bicycle stops on a dime.
    • - دوچرخه‌ی او در جا ترمز می‌کند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد dime

  1. noun Street name for a packet of illegal drugs that is sold for ten dollars
    Synonyms: ten cents, thin dime, ten-cent piece, short bit, dime-bag, ten-center, thin one

Idioms

  • on a dime

    (امریکا ـ عامیانه) دقیقاً در جایی، در محدوده‌ی بسیار کمی

ارجاع به لغت dime

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «dime» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/dime

لغات نزدیک dime

پیشنهاد بهبود معانی