شکل نوشتاری دیگر این لغت: douche bag
انگلیسی آمریکایی ناپسند آدم عوضی، آدم لاشی، آدم منفور، آدم کسکش، آدم کلهخراب، آدم خودخواه، آدم متکبر
Don't be a douchebag—apologize and fix it.
لطفاً عوضی نباش؛ عذرخواهی کن و اوضاع را درست کن.
He acted like a total douchebag at the party.
او در مهمانی مثل یک آدم کاملاً منفور رفتار کرد.
That guy's such a douchebag; he cut in line without apologizing.
آن مرد خیلی لاشی است؛ بدون عذرخواهی در صف جلو زد.
دوش واژینال
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Rinse the douche bag thoroughly after each use.
پساز هربار استفاده، دوش واژینال را کامل بشویید.
She filled the douche bag with warm water before the procedure.
او دوش واژینال را پیشاز عمل با آب گرم پر کرد.
The nurse instructed him how to hang the douche bag correctly.
پرستار به او آموزش داد که چگونه دوش واژینال را درست آویزان کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «douchebag» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/douchebag