۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
درد کشیدن، احساس درد کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کالوکیشنهای متوسط
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She began to experience pain in her chest.
او شروع به احساس درد در قفسه سینه اش کرد.
No one should have to experience pain like that.
هیچ کس نباید چنین دردی را تجربه کند (بکشد).
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «experience pain» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/experience-pain