آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Firescreen

ˈfaɪrskriːn ˈfaɪəskriːn

معنی firescreen | جمله با firescreen

noun countable

محافظ شومینه یا بخاری، سپر جلوی شومینه یا بخاری

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

The firescreen was decorated with intricate patterns and designs.

محافظ شومینه با نقوش و طرح‌های پیچیده تزئین شده بود.

The antique firescreen added a touch of elegance to the living room.

محافظ شومینه‌ی عتیقه ظرافتی را به اتاق نشیمن اضافه کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت firescreen

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «firescreen» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/firescreen

لغات نزدیک firescreen

پیشنهاد بهبود معانی