شکل جمع:
flakinessesتردی، شکنندگی، پوستهپوسته شدن
I love the flakiness of puff pastry; it makes desserts so much more enjoyable.
من تردی خمیر هزارلا را دوست دارم؛ دسرها را بسیار لذتبخشتر میکند.
The exceptional flakiness of this particular mineral sample suggests its formation under specific geological pressures, indicating a unique crystalline structure.
پوستهپوسته شدن عالی این نمونهی معدنی خاص، تشکیل آن را تحت فشارهای زمینشناختی خاصی نشان میدهد که حاکی از ساختار بلوری منحصربهفردی است.
بیثباتی (در رفتار یا عملکرد)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I'm tired of her flakiness; she always cancels plans at the last minute.
از بیثباتی او خستهام؛ او همیشه برنامهها را در لحظهی آخر کنسل میکند.
Discuss the implications of organizational flakiness on client trust and long-term business relationships.
دربارهی پیامدهای بیثباتی سازمانی بر اعتماد مشتری و روابط تجاری بلندمدت بحث کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «flakiness» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/flakiness