بیعیب، بینقص، بدون کموکاست
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The pianist played the piece flawlessly.
پیانیست قطعه را بینقص اجرا کرد.
She answered the interview questions flawlessly.
او به سوالات مصاحبه بدون کموکاست پاسخ داد.
The software runs flawlessly on my computer.
نرمافزار روی کامپیوتر من بیعیب اجرا میشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «flawlessly» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/flawlessly