گذشتهی ساده:
fluffed upشکل سوم:
fluffed upسومشخص مفرد:
fluffs upوجه وصفی حال:
fluffing upپف دادن، حجم دادن، پوش دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
To enhance comfort and support, one should regularly fluff up the pillows to maintain their loft and shape.
برای افزایش راحتی و استقامت، باید مرتباً بالشها را پف داد تا حجم و شکل خود را حفظ کنند.
The delicate fibers of natural wool blankets require gentle handling; occasionally, they need to be fluffed up to restore their insulating properties.
الیاف ظریف پتوهای پشمی طبیعی نیاز به مراقبت ملایم دارند؛ گاهی اوقات باید آنها را پوش داد تا خواص عایقبندیشان بازیابی شود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «fluff up» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fluff-up