فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fluently

ˈfluːəntli ˈfluːəntli
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more fluently
  • صفت عالی:

    most fluently

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adverb B2
    خوب، راحت، روان، سلیس، به‌راحتی، به‌روانی، باشیوایی، باسلاست
    • - The actor delivered his lines fluently, captivating the audience with his performance.
    • - بازیگر دیالوگ‌هایش را به‌راحتی گفت و تماشاگران را شیفته‌ی اجرای خود کرد.
    • - He speaks Spanish fluently after living in Spain for several years.
    • - او بعد از سال‌ها زندگی در اسپانیا اسپانیایی را روان صحبت می‌کند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fluently

  1. adverb
    Synonyms: effusively, gushingly, loquaciously, volubly

ارجاع به لغت fluently

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fluently» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fluently

لغات نزدیک fluently

پیشنهاد بهبود معانی