فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fluorescence

flʊəˈresns flʊəˈresns
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun
    فلوئورسانس
  • تشعشع ماهتابی
    • - fluorescent lights
    • - نورهای (لامپ‌های) مهتابی
    • - The fluorescence filled the hall.
    • - نور شب‌نما تالار را پر کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت fluorescence

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fluorescence» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fluorescence

لغات نزدیک fluorescence

پیشنهاد بهبود معانی